چندی پیش شبکه معروف دیسکاوری خبری را روی خروجی خود گذاشت؛ دو برادر ایتالیایی بقایای ارتش کمبوجیه، پادشاه هخامنشی را در مصر یافتند.
این شبکه به یک فیلم در فستیوال«روورتو» اشاره می کند که هیأت باستان شناسی در کاوش های خود، آهن آلاتی را در نزدیکی «سیوا» یافته، و بعد به اجساد و استخوانهای انسانی در یک گودال می رسند. در فاصله ای نه چندان دور از آن منطقه یک بازوبند تقره ای، گوش آویز و چندین حلقه یافت می شود. آنها همچنین گورهای دسته جمعی با هزاران استخوان سفید می یابند و در آخر اعلام می کنند که این همان بقایای لشگر کامبیز یا کمبوجیه در مصر است.
این خبر در منطقه می پیچد. مدیر جوان میراث فرهنگی در یک اقدام سریع نامه ای با عنوان رئیس دولت ارسال می کند. ذوق کنان مژده می دهد که چه نشسته اید؟ که آثار ارتش افسانه ای منتسب به کمبوجیه در کشور مصر توسط اخوان کاستیلیونی به دست آمده و این سازمان در اجرای یکی از مأموریتهای اصلی خود که حفظ، احیاء و ثبت آثار و معرفی دستاوردهای عظیم تمدن بزرگ ایرانی- اسلامی در راستای “توسعه مبتنی بر دانایی” کشور عزیزمان و…..دستور فرمایید وزارت امور خارجه با همتای مصری خود در این خصوص مذاکره نماید و پیشنهاد می کنیم که یک گروه متخصص ایرانی عازم این کشور شود و این مأموریت حفاری را برعهده گیرد.
و دکتر احمدی نژاد بعد از اشاره به شکوه ملت ایران در صحنه های جهانی، تکالیف دولت در این خصوص و ….در پاسخ نوشت: آن که بیش از همه درخشید و در تاریخ ماند ادبیات خداجو، آزادی بخش و عدالت گستر ایرانیان است…..و سپس دستور داد از همه ظرفیتهای دیپلماسی و بین المللی در این خصوص بهره گرفته شود.
از آن سو، دکتر زاهی هواس، مدیر کل شورای عالی آثار باستانی مصر، در سایت اینترنتی خود نوشت؛ یافته های برادران ایتالیایی قابل تأیید نیست، و اساساً آنها مجوزی برای کاوش باستان شناسی در مصر ندارند، و تنها دانشگاه ایتالیایی که به طور رسمی اجازه تحقیق در این منطقه را دارد، دانشگاه تورین به سرپرستی دکتر پائولوگالو، عضو انجمن باستان شناسی اسکندریه مصر است که اکنون در واحه البحرین حفاری می کنند.
این اظهار نظر زاهی هواس برای سازمان میراث فرهنگی گران آمد و با اطلاعیه ای تند سیاست را با فرهنگ، در جا، در هم پیچید و با خشم به وی تاخت و بیانیه ای صادر کرد، و چنین وی را خطاب کرد:…درک می نماید که برای مقام عرب مصری و باستان شناس شناخته شده، چندان خوش آیند نخواهد بود که چنین کشفی انجام شده باشد!!(علامت در متن اصلی) و در ادامه آورده است، شورای عالی عتیقه جات مصر زیر نظر رئیس جمهور مصر اداره می شود که همین امر نیز می تواند بار سیاسی خاص این ادعاها و تاثیر تعیین کننده فشارهای احتمالی وارده را دو چندان ساخته باشد و می افزاید،…عقل سلیم نیز اقتضاء دارد که اگر چنین موضوعی، در صدی از حقیقت را نیز در خود نداشت، واکنش های چنین شتاب زده و سیاسی بروز نمی یافت!!(علامت در متن اصلی) و در بند دیگر این بیانیه به رسانه های داخلی و فعالان محترم تذکر می دهد که در مواقعی این چنین که موضوعی ملی و حتی فرا ملی مطرح است با درایت و هوشمندی ویژه و بیشتری بپردازند….
به عنوان یک علاقه مند به تاریخ و فرهنگ چند نکته را در پی می آورم. داوری و نتیجه گیری با خودتان:
۱.عرصه فرهنگ را باید از عرصه سیاست جدا ساخت. سازمان میراث فرهنگی یک نهاد پژوهشی است. صدور بیانیه های بی بنیان و آلوده به سیاست آن هم از نوع فرودستی سزاوار میراث فرهنگی کشور نیست.
۲.تنها مرجعی که از میان متون تاریخی فراوان به حادثه زیر شن رفتن سربازان کمبوجیه اشاره می کند، تاریخ هرودوت مورخ شهیر یونانی است. مطالب این مورخ در بین اصحاب تاریخ چندان متقن نیست. گرچه نمی توان بی اعتنا بود ولی مرجعی قابل اعتماد نیست.
۳.کشورهای عرب زبان بلا شک خصومتی دیرینه با فرهنگ و تمدن ایرانی دارند. حتی اگر این حادثه صحیح بود و حفاران آن نیز باستان شناس بودند در غرض ورزی دولتهای عرب زبان نباید کمترین تردیدی کرد. امّا شیوه برخورد با اینگونه رفتارها صدور اطلاعیه و بیانیه های سیاسی نیست، آنهم با مخاطب قرار دادن اشخاصی چون هواس که در دنیای علم باستان شناسی شخصیت برجسته ای است وعلم را فدای سیاست نمی کند.(هواس سال گذشته خبر کشف باقی مانده قلعه هخامنشی را در مصر داده بود.)
۴.یک گزارش باستان شناسی دارای ویزگی های خاص خود است. این گزارش ها مقدمات تاریخی و جغرافیایی مفصلی دارد. یافته ها ابتدا مورد مطالعه قرار می گیرند.(سالیابی، طراحی و…)نقشه ها و عکسهای فراوانی دارد. معمولاً در کنفرانس های سالیانه، گزارش حفاری ارائه می شود و بعد، در یک نشریه علمی معتبر به چاپ می رسد. گزارش برادران ایتالیایی بیشتر شبیه یک خبر یا حداقل توصیف یک حادثه بود.
۵.بر اساس متون معتبر تاریخی هخامنشیان از کمبوجیه تا داریوش سوم در مصر حاکم بودند. بنابر این یافتن آثار مربوط به هخامنشیان در این سرزمین چندان موضوعی بدیع نیست و مسبوق به سابقه بوده است.
۶.به فرض که یافته های این دو نفر وفق واقعیات تاریخی است. چه حقی را برای ایران می توان متصور بود. که مثلاً ایران، باستان شناس اعزام کند. یا از ادبیاتی استفاده نماید، مثل اینکه صاحب این آثارهستند. در خاک مصر آثار ایران فراوان است و ربطی هم به ایران ندارد. کما اینکه اکنون در موزه ملی ایران تندیس سنگی داریوش نگهداری می شود که از سوی هنر مندان مصری ساخته و به خط هیروگلیف مزین است، و یا تندیس مرمرین پنلوپ که از جنگ های ایران با یونان بعنوان مظاهر اسارت به خاک پارس آورده شد و از حفریات تخت جمشید کشف شد. از این دست نمونه ها بسیار است و این آثار هیچ حقی را برای کشور مقابل نمی آفریند.
۷.رئیس دولت در هامش نامه معاون خویش از ادبیات خداجو و آزادی بخش و عدالت گستر ایرانیان سخن گفته اند. این ویژگی ها بر فرض صحّت ۵۰ هزار سرباز! با سلاح و سپر و شمشیر کمی ناچسب است. ۵۰ هزار جنگجو که برای ادبیات وارد یک سرزمین نمی شوند!
۸.در بیانیه رسمی یک سازمان دولتی کاربرد “عرب مصری” و پیش کشیدن و تحقیر اقوام اصلا ًصحیح نیست. هرچند باید نویسندگان بیانیه بدانند که مصری ها عرب نیستند بلکه قبطی اند.
۹.در بیانیه میراث فرهنگی آمده است که شورای عالی عتیقه جات زیر نظر رئیس جمهور مصر اداره می شود و…خُب مگر سازمان میراث فرهنگی ما زیر نظر اداره دام و طیور است. در ایران هم زیر نظر رئیس جمهور اداره می شود.
۱۰.نمی دانم دلیل این همه تأکید بر واژه “ایران اسلامی” در بیانیه های دولتی چیست؟ گویی اگر بر این صفت اصرار نکنند خواننده شک می کند که با ایران مسیحی یا ایران یهودی طرف است. یا اینکه در ایران آنچنان ادیان در هم تنیده اند که باید روی این واژه تأکید شود. همه عالم می دانند که دین رسمی مردم ایران اسلام است. این همه تأکید لازم نیست.
همانگونه که گفتم خودتان نتیجه گیری فرمایید که بلاخره با سپاه کمبوجیه چه باید کرد؟
Recent Comments